![]() |
![]() |
|
| انکه دائم هوس سوختن ما میکرد/کاش می امد و از دور تماشا می کرد |
|
در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386زمان تنهايي 16:47 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
صفحه قبلي ايميل نويسنده آرشیو |
| لينك دوني |
اين وبلاگ دل نوشته هاي يه ادم تنهاست براي دل خودش دوست داشتي مي توني نظر بدي نخواستي هم اجباري نيست
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشیو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه! |
| قبلي ها |
|
آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|