![]() |
![]() |
|
| انکه دائم هوس سوختن ما میکرد/کاش می امد و از دور تماشا می کرد |
|
آنگاه كه غرور كسی را له ميكنی ، آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ويران ميكنی ، آنگاه كه شمع اميد كسی را خاموش ميكنی ، آنگاه كه بنده ای را ناديده می انگاری ، آنگاه كه حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ، آنگاه كه خدا را می بينیي و بنده خدا را ناديده می گيری ، ميخواهم بدانم دستانت را به سوی كدام آسمان دراز می كنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی ؟
(دوستان عزیز من تقریبا تا ۱ماه دیگه نمی تونم اپ کنم از همتون معذرت می خوام امیدوارم که زودتر بتونم با یه مطلب جالب جبران کنم فقط برام دعا کنید)
|
|
+ ثبت شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386زمان تنهايي 11:47 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
گاهی انقدر واقعیت داری
که پیشانیم به یک تکه ابر سجده می برد به یک درخت خیره می شوم از سنگها توقع دارم همربانی را. باران بر کتفم می بارد دستهایم هوا را در اغوش می گیرد شادی پایین تر از این مرتبه است که بگویم چقدر گاهی انقدر واقعیت داری که من صدای فرو ریختن شانه های سنگی شیطان را می شنوم و تعجب نمی کنم اگر ماه با کودکان کوهستان گل گاوزبان می چیند درخشش تو مثل ابشاری از بلندی های محال می ریزد در تخیل پنجره ایست که هفت اسمان در او جمع شوند من به مدد مهربانی تو در باغ های ناممکن اواز می خوانم برای سنگ های پرنده بر تخته سنگ می نشینم در روشنی اب خیره می شوم تو از کجا می ایی؟ اوازهای ابی تو بومی نیست اه ای رود شوریده اوازهایت را یادم بده نزدیک است سنگ بمیرم چراغی می افروزم پیراهن شب اتش می گیرد اما شب پهن شده است با ادامه گیسوانی تا غیب مثل یک بهت بر چار چوب در تکیه می کنم شب ادامه می یابد تا ندانم .........!!!!!!!!!! |
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386زمان تنهايي 16:35 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
ای ادمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در اب دارد می سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تندو تیره و سنگین که می دانید ان زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن ان زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید ارید ان زمانی که تنگ می بندید بر کمر هاتان کمربند در چه هنگام بگویم من ؟ یک نفر در اب دارد می کند بیهوده جان قربان ای ادمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید : نان به سفره جامه بر تن یک نفر در اب می خواند شما را موج سنگین را به دست خسته می کوبد باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده سایه هاتان را زراه دور دیده اب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابیش افزون می کند زین ابها بیرون گاه سر گه پا ای ادمها او ز راه مرگ این کهنه جهان را باز می پاید می زند فریاد و امید کمک دارد ای ادمها که روی ساحل ارام در کار تماشایید موج می کوبد به روی ساحل خاموش پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش می رود نعره زنان وین بانگ باز از دور می اید ای ادمها و صدای باد هر دم دلگزاتر در صدای باد بانگ او رهوارتر از میان ابهای دور و نزدیک باز در گوش این نداها ((ای ادمها))
|
|
+ ثبت شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386زمان تنهايي 10:9 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
گاهی فقط یک نقطه...........
ما انسانها چقدر عجیبیم و گاه چقدر شگفت , ببخشید اشتباه شد , همیشه شگفتیم ....نگاهمان آنقدر بزرگ است که خیلی از ما قدرت دیدن بزرگ و بزرگی و بزرگها را نداریم...آنچنان عمیق نگاه میکنیم که فراموش میکنیم در حال نگاه کردنیم و غرق شدن در دور دستها, ما را از همین کنار مان غافل میکند , به دنبال دارایی هستیم و دایره آن را محدود میکنیم و زیباتر اینکه از آنچه داریم و دارایی همراه ماست غفلت می ورزیم , زیباییها را می طلبیم و آن را محصوردر رنگها میکنیم و سلیقه امان را در اوج میبینیم , بر عقل و اندیشه و فکر و علم دیگران خورده میگیریم و نقصهای خودمان را به سطل فراموشی قرض میدهیم .................دانایی را دارایی نمیدانیم و مال را در محدوده میلمان می طلبیم و خوشی را در اضطراب و نگرانیمان دربدر میکنیم و آنچه را که داریم فدا میکنیم تا چیزهایی را که خیال میکنیم نیاز داریم به دست بیاوریم ,حتی خواستمان را به خواست و اراده دیگران گره میزنیم و با طناب آنها به چاه میرویم..................................... که خیلی وقتها طنابشان نیز پوسیده است ........................... کلمات چقدر به هم نزدیکند , و حتی زمانی خیلی شکل هم می باشند و معنای متفاوتی میسازند و زمانی دیگر نیز, ظاهرا فرقی با یکدیگر ندارند اگر چه بر فرق هم میکوبند , نقیض هم نیستند و یکدیگر را نقض میکنند , از یکدیگر شکستی نخورده اند و همدیگر را میشکنند , سنگ یکدیگر را به سینه نمیزنند که هیچ, بلکه سر آن یکی را با سنگ میشکنند , از نفرات یک سپاهند و از هم نفرت دارند , باید برای هم آرایش باشند و دل هم را ریش میکنند , به تنهایی معنا ندارند پس باید با در کنار هم قرار گرفتن شکفته شوند اما بینشان شکاف است, واجب است قرار دل هم باشند و قرار از دل هم میستیزند , شایسته است تا غبار از چهره هم بزدایند و غبار چهره هم میشوند و این قصه تلخ کلمات جاری بر زندگی ماست ....فقط میتوان گفت که کاش................ فقط (نظر اقا مرتضی) |
|
+ ثبت شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386زمان تنهايي 9:6 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !.........
گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! " |
|
+ ثبت شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386زمان تنهايي 17:3 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
(امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست) این شعر روی دیوار یه خونه نوشته شده بود روی یه دیوار خشت و گلی ..... ولی واقعا راسته ها اگه خوب نگاه کنی می بینی تو این دوره زمونه دیگه هیچ محرم اسراری نمی بینی که بتونی راز دلتو بهش بگی ..... یه جای دیگه دیدم نوشته بود (هر کجا محرم شدی دست از خیانت باز دار ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می شود) وقتی که ادم فقط با یک نقطه محکوم می شه پس دیگه مطمئن باش که محرم اسرار وجود نداره.........
|
|
+ ثبت شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386زمان تنهايي 18:4 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
مدت هاست گرد ماتم باغبانی مهربان بر چهره مان پاشیده شده است . شاید فقط چند ساعت دیگه وقت می خواست تا یه سال نو رو شروع کنه شاید اون لحظات اخر هم باز داشت می خندید شاید که نه حتما داشت می خندید ...........ولی اون خودش می دونست قسمتش به 85 نبود حالا یک سال از اون ماجرا می گذره ازش یه یادگاری 10-12 ساله مونده اون می دونست قسمتش به 85 نیست اما ماها چی می دونیم قسمتمون به کدوم سال نیست؟ |
|
+ ثبت شده در
یکشنبه پنجم فروردین 1386زمان تنهايي 17:23 دل نوشته هاي ابجی ندا |
|
|
صفحه قبلي ايميل نويسنده آرشیو |
| لينك دوني |
اين وبلاگ دل نوشته هاي يه ادم تنهاست براي دل خودش دوست داشتي مي توني نظر بدي نخواستي هم اجباري نيست
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشیو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه! |
| قبلي ها |
|
آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|